احمد غزالى

12

مكاتبات خواجه احمد غزالى با عين القضات همدانى ( فارسى )

فِي النَّهارِ وَ تُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ » ( 3 / 27 ) بود . و در آن عالم غالب اين بود . تا خاك مفرد عرض نكنند ، پس رواسى ملقاى عرض نكنند ، پس عهد بنتاود 1 از شواهق آن رواسى . اين حقايق در طريقت نيايد . در ترازوى او وزن اين جوهر را كه درين رواسى شامخات به معدنى بود « و انبتنا فيها من كل شىء موزون » مشهودى درين اوراق بود . طلايهء اين كارها بساط تعزز و كبريا بود . اجوبهء واقعهء كه نبشته است از عظمت اينجا بود و حق است . كمال جمال موجب درد است در كمال دولت عشق ، زيرا كه كمال او به شرط شايستگى معشوقى است و همان كمال سجل حرمان است . آنكه شنيده‌اى بلسنو 2 را دردى است در سخن خرقانى - قدس اللّه روحه - معنيش اين است ، و ليكن ممزوج بود . اين شربت صرف داده‌اند « الجبار المتكبر » را . مزاج « الرءوف الرحيم الودود » بالمرصاد 3 است . در ممزوجى حجاب عظمت برخيزد و به مرگ خود كمال حجاب در حق سالكان بيكبارگى ، چنان كه هرگز و ازو در راه نيايد . و حديث نور سياه 4 اشارتى دارد ازين معنى ، و ليكن همه به اين و آن نتوان بست . حقايقى ديگر هم دارد ، و سيكشفه الوقت ان شاء اللّه . و حديث يقين و شك درست است الى آخره . اى عزيز من ، آن فتح الباب كارى است كه چون فراخ شود

--> ( 14 ) - نكنند پس . . . نكنند پس M : كنند PI - - ( 15 ) - شواهق M : شهوات IP - - ( 16 ) - نيايد M نيامد IP - - ( 17 ) - بمعدنى M : - IP - - ( 19 ) - نبشته M : نوشته IP - - از عظمت M : او عظيم IP - - ( 22 ) بلسنو IP : بلسنوا M - - ( 26 ) - سالكان M : سالك آن PI - - و ازو M : و از PI - - نيايد M : نبايد PI - - ( 29 ) - الى آخره PI : الخ M - -